Archive for the زمین Category

افتتاح شعبه فروش رنو در سرزمین شهـریار

سپتامبر 14th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای افتتاح شعبه فروش رنو در سرزمین شهـریار بسته هستند

افتتاح شعبه فروش رنو در سرزمین شهـریار
در راستای گسترش شعب فروش شرکت نگین خودرو در سراسر کشور، پس از تهران، شیراز و مشهد هم اکنون شانزدهمین شعبه فروش رنو در کلان شهر …

افتتاح شعبه فروش رنو در سرزمین شهـریار

در راستای گسترش شعب فروش شرکت نگین خودرو در سراسر کشور، پس از تهران، شیراز و مشهد هم اکنون شانزدهمین شعبه فروش رنو در کلان شهر …
افتتاح شعبه فروش رنو در سرزمین شهـریار

موبایل دوستان

آبیاری زیر زمینی هم آمد

سپتامبر 9th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای آبیاری زیر زمینی هم آمد بسته هستند

آبیاری زیر زمینی هم آمد
شگرد جدید برای کاهش مصرف آب با رشد 3 برابری محصول …

آبیاری زیر زمینی هم آمد

شگرد جدید برای کاهش مصرف آب با رشد 3 برابری محصول …
آبیاری زیر زمینی هم آمد

گوشی موبایل

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به پایتخت

سپتامبر 8th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به پایتخت بسته هستند

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به پایتخت
زمین 85 هکتاری نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران واقع در اتوبان چمران که تیرماه 92، با تصویب دولت به صدا وسیما واگذار شده بود، چند روز پیش …

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به پایتخت

زمین 85 هکتاری نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران واقع در اتوبان چمران که تیرماه 92، با تصویب دولت به صدا وسیما واگذار شده بود، چند روز پیش …
بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به پایتخت

گروه تلگرام

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به تهران

سپتامبر 8th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به تهران بسته هستند

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به تهران
زمین 85 هکتاری نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران واقع در اتوبان چمران که تیرماه 92، با تصویب دولت به صدا وسیما واگذار شده بود، چند روز پیش در آخرین جلسه کمیسیون ماده پنج، نصیب شهر تهران شد.

بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به تهران

زمین 85 هکتاری نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران واقع در اتوبان چمران که تیرماه 92، با تصویب دولت به صدا وسیما واگذار شده بود، چند روز پیش در آخرین جلسه کمیسیون ماده پنج، نصیب شهر تهران شد.
بازگشت زمین 15 هزار میلیاردی به تهران

استخدام آموزش و پرورش

وقتی گوشی هوشمند شما افتاد زمین چه کاری باید دهید

سپتامبر 8th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای وقتی گوشی هوشمند شما افتاد زمین چه کاری باید دهید بسته هستند

وقتی گوشی هوشمند شما افتاد زمین چه کاری باید دهید
همه ما کارهای روزمره خود را با گوشی یا تبلت انجام می دهیم و افتادن بر روی سطح سخت و آسیب رسیدن به دستگاه بسیار آزار دهنده است.

وقتی گوشی هوشمند شما افتاد زمین چه کاری باید دهید

همه ما کارهای روزمره خود را با گوشی یا تبلت انجام می دهیم و افتادن بر روی سطح سخت و آسیب رسیدن به دستگاه بسیار آزار دهنده است.
وقتی گوشی هوشمند شما افتاد زمین چه کاری باید دهید

خبر دانشجویی

انفجار نارضایتی اقتصادی در زمین سیاست

سپتامبر 3rd, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای انفجار نارضایتی اقتصادی در زمین سیاست بسته هستند

انفجار نارضایتی اقتصادی در زمین سیاست
بحران سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا وارد فاز جدیدی شده است. اگر تا دیروز بحران‌ها بیشتر جنبه اقتصادی داشت و مردم در صف‌های کیلومتری مغازه‌ها و سوپرمارکت‌ها می‌ایستادند تا شاید لقمه نانی به کف آورند اما از پنج‌شنبه اعتراضات شکل تظاهرات خیابانی به خود گرفته است.

انفجار نارضایتی اقتصادی در زمین سیاست

بحران سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا وارد فاز جدیدی شده است. اگر تا دیروز بحران‌ها بیشتر جنبه اقتصادی داشت و مردم در صف‌های کیلومتری مغازه‌ها و سوپرمارکت‌ها می‌ایستادند تا شاید لقمه نانی به کف آورند اما از پنج‌شنبه اعتراضات شکل تظاهرات خیابانی به خود گرفته است.
انفجار نارضایتی اقتصادی در زمین سیاست

میهن دانلود

یک شهاب سنگ احتمالا به زمین می‌خورد

سپتامبر 3rd, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای یک شهاب سنگ احتمالا به زمین می‌خورد بسته هستند

یک شهاب سنگ احتمالا به زمین می‌خورد
اخترشناسان درباره نزدیک شدن خطرناک یک شهاب سنگ بزرگ و احتمال برخورد آن به نقطه نامعلومی در زمین، فردا (یکشنبه) هشدار داده اند.

یک شهاب سنگ احتمالا به زمین می‌خورد

اخترشناسان درباره نزدیک شدن خطرناک یک شهاب سنگ بزرگ و احتمال برخورد آن به نقطه نامعلومی در زمین، فردا (یکشنبه) هشدار داده اند.
یک شهاب سنگ احتمالا به زمین می‌خورد

عکس های جدید

عضویت در گروه ویژه، زمینه تازه مخالفت با برجام

سپتامبر 2nd, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای عضویت در گروه ویژه، زمینه تازه مخالفت با برجام بسته هستند

عضویت در گروه ویژه، زمینه تازه مخالفت با برجام
اجرای کامل برجام بیش از پیش با شفافیت در نظام مالی و بانکی ایران و مقابله آن با پولشویی گره خورده است. اصولگرایان مخالف برجام نگران …

عضویت در گروه ویژه، زمینه تازه مخالفت با برجام

اجرای کامل برجام بیش از پیش با شفافیت در نظام مالی و بانکی ایران و مقابله آن با پولشویی گره خورده است. اصولگرایان مخالف برجام نگران …
عضویت در گروه ویژه، زمینه تازه مخالفت با برجام

آلرژی و تغذیه

قطع گاز 1000 مشترک تهرانی به دلیل نشست زمین/ فیلم

سپتامبر 1st, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای قطع گاز 1000 مشترک تهرانی به دلیل نشست زمین/ فیلم بسته هستند

قطع گاز 1000 مشترک تهرانی به دلیل نشست زمین/ فیلم
سخنگوی شرکت ملی گاز ایران از قطع گاز هزار مشترک تهرانی به دلیل بروز حادثه نشست زمین در غرب کلانشهر تهران خبر داد و گفت: پیش بینی …

قطع گاز 1000 مشترک تهرانی به دلیل نشست زمین/ فیلم

سخنگوی شرکت ملی گاز ایران از قطع گاز هزار مشترک تهرانی به دلیل بروز حادثه نشست زمین در غرب کلانشهر تهران خبر داد و گفت: پیش بینی …
قطع گاز 1000 مشترک تهرانی به دلیل نشست زمین/ فیلم

دانلود فیلم خارجی

ثبت رکورد جدید در سفر به دور کره زمین

آگوست 28th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای ثبت رکورد جدید در سفر به دور کره زمین بسته هستند

ثبت رکورد جدید در سفر به دور کره زمین

این نوجوان اهل ایالت ‘کوئینزلند’ استرالیا 24 ژوئیه (سوم مرداد ماه) سفر دور کره زمین خود را به مسافت 45 هزار کیلومتر از فرودگاهی در این کشور آغاز کرد.این خلبان که 18 سال و 7 ماه و 21 روز دارد، نام خود را به عنوان جوان ترین خلبان ثبت کرد که توانست دور کره زمین را به تنهایی با هواپیما تک موتوره طی حدود دو ماه بپیماید و یک رکورد جهانی جدید برجای بگذارد.به نوشته تارنمای شبکه خبری ‘ای.بی.سی’ استرالیا، ‘لاچلان اسمارت’ برای این سفر دور دنیا، 2 سال و نیم برنامه ریزی کرده بود.رکورددار سنی قبلی که توانست دور کره زمین را با هواپیما به تنهایی طی کند فردی آمریکایی با 19 سال و 7 ماه و 15 روز بود.این استرالیایی در گفت وگویی از چالش های مسیر از جمله هوای وحشتناک در آسمان اقیانوس آرام و ترافیک هوایی خارجی سخن گفت.این نوجوان استرالیایی بر ای طی این مسافت در 7 هفته در 24 مکان از 15 کشور توقف کرد.

ثبت رکورد جدید در سفر به دور کره زمین

این نوجوان اهل ایالت ‘کوئینزلند’ استرالیا 24 ژوئیه (سوم مرداد ماه) سفر دور کره زمین خود را به مسافت 45 هزار کیلومتر از فرودگاهی در این کشور آغاز کرد.این خلبان که 18 سال و 7 ماه و 21 روز دارد، نام خود را به عنوان جوان ترین خلبان ثبت کرد که توانست دور کره زمین را به تنهایی با هواپیما تک موتوره طی حدود دو ماه بپیماید و یک رکورد جهانی جدید برجای بگذارد.به نوشته تارنمای شبکه خبری ‘ای.بی.سی’ استرالیا، ‘لاچلان اسمارت’ برای این سفر دور دنیا، 2 سال و نیم برنامه ریزی کرده بود.رکورددار سنی قبلی که توانست دور کره زمین را با هواپیما به تنهایی طی کند فردی آمریکایی با 19 سال و 7 ماه و 15 روز بود.این استرالیایی در گفت وگویی از چالش های مسیر از جمله هوای وحشتناک در آسمان اقیانوس آرام و ترافیک هوایی خارجی سخن گفت.این نوجوان استرالیایی بر ای طی این مسافت در 7 هفته در 24 مکان از 15 کشور توقف کرد.

ثبت رکورد جدید در سفر به دور کره زمین

اسکای نیوز

4 داستان کوتاه درباره زنان زیرزمین پایتخت

آگوست 7th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای 4 داستان کوتاه درباره زنان زیرزمین پایتخت بسته هستند

4 داستان کوتاه درباره زنان زیرزمین پایتخت

این قصه‌ی زن‌ها و مادران زیادی است؛ گرچه نباید باشد. این قصه‌ی زنان زیرزمینی شهر است که گاهی تقدیر و گاهی هم تمایلات شخصی آن‌ها را وادار کرده است که مترو را به عنوان محل امرار معاششان انتخاب کنند. برخی‌شان از این شغل راضی و خوشحالند اما برخی دیگر می‌گویند جریان زندگی آن‌ها را مجبور کرده است که هر روز کیسه‌های خشن و بزرگ را در سایه‌ی نگاه سنگین آدم‌ها جابه‌جا کنند. آنچه می‌خوانید، قصه‌هایی کوتاه از چهار زن دستفروش در مترو است که از میان حدود 20 مصاحبه انتخاب شده‌اند. ترجیح دادیم سراغ زنانی برویم که اگر آنها را در خیابان ببینید، محال است بتوانید حدس بزنید که «دستفروشی» را به عنوان یک «شغل» برای خود انتخاب کرده‌اند. 4 مرداد ماه 95 ـ خط 2 مترو تهران (ایستگاه شادمان) اول صبح است. کوله‌ی سنگین و بزرگش را به زحمت در میان جمعیت حمل می‌کند. مانتو، روسری و کفش‌هایش را با رنگ سفید ست کرده و صورتش را هم تا آنجا که توانسته با ماسک پوشانده است. چند بسته آدامس و آب‌نبات خارجی از کیفش بیرون می‌آورد و شروع می‌کند به تبلیغ از کیفیت آنها و تاکید کرد دارد که هیچ جا نمی‌شود این آب‌نبات‌های تُرک را «دونه‌ای هزارتومن» خرید. کسی در آن همه شلوغی اعتنایی به او ندارد. بعضی‌ها چشم‌غرّه‌هایی به او می‌روند و وقتی از کنارشان رد می‌شود با یک «نوچ» غلیظ بدرقه‌اش می‌کنند. قطار به ایستگاه می‌رسد، آب‌نبات‌ها و آدامس‌ها را دوباره در کوله‌پشتی‌اش می‌گذارد و می‌نشیند، روی صندلی ایستگاه. سرش را به دیوار تکیه می‌دهد و خیره می‌شود به سقف. ـ خانم ببخشید، این کار درآمدش خوبه؟ ـ می‌خوای بزنی به این کار؟ ـ کار که نه؛ اما بدم نمیاد ازش سر در بیارم. ـ ببین؛ پولش خوبه اما به ما نگاه کن. داریم پول جونمونو درمی‌یاریم. بیا یه دست به این کوله‌ی من بزن؛ ببین چقدر سنگینه. کمر و شونه دیگه برام نمونده. ـ چند وقته که داری تو مترو کار می‌کنی؟ ـ (ماسکش را برمی‌دارد. بینی جراحی شده‌اش خودنمایی می‌کند.) بعد از دو سال امروز، اولین روزیه که دوباره برگشتم، مترو. تا همین دو سال پیش، چند سالی اینجا کار می‌کردم. بعد تونستم یه پس‌اندازی جمع کنم و خودم یه شرکت پخش مواد غذایی زدم. دو سالی کار کردم اما خودت که می‌دونی، بازار خیلی خرابه. دوباره برگشتم اینجا. ـ منظورت اینکه با پس‌اندازی که از دست‌فروشی تو مترو عایدت شد، شرکت زدی؟ (خیلی دوست ندارد به این سوال جواب دهد.) نه؛ خودمم یه چیزی داشتم. ـ تو یه زن جوون شیک‌پوشی. آدم اگه تو خیابون ببینتت، فکر نمی‌کنه که شغلت این باشه. به خاطر نیاز مالی این شغل رو انتخاب کردی یا اینکه فکر کردی یه کار پردرآمد و می‌شه راحت بدون مالیات و بقیه داستانا ازش پول درآورد؟ من فقط دارم، ظاهرمو حفظ می‌کنم تا صبح به صبح که میام تو مترو، مردم نگن اَه…این زنه بو می‌ده و کثیفه و از این حرفا. من نیاز مالی دارم. باید پول در بیارم. ـ رابطه فروشنده‌ها اینجا با هم چطوره؟ منظورم رفتار قدیمی‌ها با جدیدترهاست. ـ یه سری فروشنده قدیمی اینجا هستن که فکر می‌کنن، مترو مال اوناست. اتفاقا همینا از راه فروش تو مترو خونه و ماشین و…خریدن. بعضیا که انقدر خودشونو بستن، دیگه نمیان مترو. این قدیمیا فروشنده‌های جدید رو خیلی اذیت می‌کنن. ـ تو چی؟ خونه و ماشین داری؟ منم یه ماشین خریدم که صبحا نزدیک مترو پارک می‌کنم و میام سر کار. ـ تو یه زن جوونی. خیلی جوون. نمی‌ترسی از این کار؟ از آینده؟ ببین؛ بذار این طوری بهت بگم. من دارم اینجا پول درمیارم اما همه‌ی عزت و احترام و آبروم خدشه‌دار شده. برای همینه که انقد خودم رو می‌پوشونم. من یه جوون بیکارم. تو بگو چیکار کنم؟ خب مجبورم. مگه من بدم میاد، بشینم تو خونه خانمی کنم. خب، شرایط فعلی این طوریه. درسته که خودم دارم بهت می‌گم درآمد این کار این خوبه، اما اگه مجبور نباشی نمی‌ارزه، به خستگیش نمی‌ارزه، به از بین رفتن احترامت نمی‌ارزه.‌ ـ مردم تو قطار باهات بد رفتاری می‌کنن؟ ـ من قطارای خیلی شلوغ سوار نمی‌شم. مردم یا خیلی خوبند یا خیلی بد، آدم معمولی نداریم. یا سرم داد می‌زنن یا کاری بهم ندارن. اگه بتونی یه شغل خوبی برای خودت دست و پا کنی خیلی از اینجا بهتره. من دیگه برم از صبح هیچی نفروختم. ـ برو. ان‌شاءالله خوش‌روزی باشی. زنان دستفروش‌ مترو عمدتا در واگن بانوان اقدام به فروش اجناسشان می‌کنند  5 مرداد ماه 95 ـ خط یک مترو تهران (ایستگاه شوش) روی صندلی ایستگاه نشسته بود. موبایلش را برداشت و تند تند شماره گرفت. الو…مریم! اونجا اوضاع خوبه؟ من از صبح فقط 16 هزار تومان فروختم… به نظرت منم بیام اونور؟ الو…الو… مریم… اَه… لعنت به این شانس. ـ خانم این دستبند قیمتش چنده؟ ـ اینو می‌گی عزیزم؟ 12 تومن. (با استیصال عجیبی که در صورتش نمایان است، دستبند را در کیسه می‌گذارد و می‌دهد، به من.) قابلتو نداره عشقم. ـ دستت درد نکنه. ببین وقت داری یه گپ با بزنیم. قول می‌دم کوتاه باشه. ـ تا اومدن قطار بعدی فقط. ـ باشه؛ حتما. تو چند سالته؟ ـ مگه خبرنگاری؟ ـ آره. ـ 26. ـ خیلی وقته میای مترو برای فروشندگی؟ ـ یه ساله که میام. از اولم بدلیجات می‌فروختم. ـ چی شد که اومدی مترو؟ یعنی جریان زندگی چطوری تو رو کشوند اینجا؟ ـ لطفا از نگاه بالا به پایین با من حرف نزن. من بچه‌ی شهرستانم اما یه روز مثل تو بودم. من لیسانس کامپیوتر دارم و از خانواده سطح پایینی هم نیستم. به خوابم نمی‌دیدم این روز رو… ـ خب تا قطار نیومده تعریف کن که چی شد؟ ـ تو شهرمون دانشجو بودم که عاشق یکی از همکلاسیام شدم. بچه تهران بود. نه که فکر کنی بچه پولدار بودا، بچه‌ی پایین شهر بود، خواستیم با هم ازدواج کنیم که خانواده پسره خیلی موافق نبودن. خلاصه بعد کلی داستان عقد کردیم و من اومدم تهران. هم شوهرم بیکار بود، هم من. مادرشوهرم می‌خواست چیکار دو تا آدم بیکارو؟ خیلی باهام بدرفتاری کرد. کار مناسبی هم که شوهرم راضی باشه پیدا نکردم، همش می‌گفت اونجا محیطش مردونه است، اونجا فلانه… کار درست نشد، برام. یه روز سوار مترو بودم مثل تو نشستم کنار چندتا فروشنده که داشتن با هم حرف می‌زدن. از لابلای حرفاشون فهمیدم که درآمد خوبی دارن… رفتم پیش یکی‌شون راه و چاه کارو پرسیدم. منم زدم به کار. ـ شوهرت و مادرشوهرت می‌دونن که تو مترو کار می‌کنی؟ ـ مادرشوهرم که نه اما به شوهرم راستش رو گفتم. ـ اگه می‌خوای سوار این قطار بشی، من مزاحمت نمی‌شم. ـ نه بابا. این یکی که خیلی شلوغه. فحشم می‌دن مردم. ـ شوهرت الان چیکار می‌کنه؟ ـ دوماهه تو بانک کار پیدا کرده. آبدارچیه. ـ با وجود اینکه اون کار پیدا کرده، تو می‌خوای به کارت تو مترو ادامه بدی؟ ـ آره. باید بتونیم، دوتایی پول پیش یه خونه جور کنیم. بعدشم باید واسه خونه‌ای که اجاره می‌کنیم، وسیله بگیریم، تا اون موقع باید کار کنم. ـ الان روزی چقدر در میاری؟ ـ روزی 50، 60 تومان. البته روزهایی هم هست که کمتر در بیارم. ـ پدر و مادرت خبر دارن که تو اینجا چه اوضاعی داری؟ ـ وای. نه؛ فکر کن بدونن. اگر اونا بفهمن که دیگه هیچی. راستش من الان خیلی ناراضی نیستم. تنها وحشتم اینه که یه روز تو همین ایستگاه‌ها مادرشوهرم و یا یه آشنا ببینم. خیلی از اون روز می‌ترسم. برای همین ماسک دارم. ـ احتمال اینکه یه آشنا ببینتت، اینجا خیلی زیاده. اگه اتفاقی مادرشوهرت رو ببینی فکر می‌کنی اون چه واکنشی نشون بده؟ ـ ولش کن. دوست ندارم بهش فکر کنم. با اینکه می‌گفت، درآمد روزانه‌اش حدود 50 هزارتومان است، اما از طریق مصاحبه‌ با فروشندگان دیگر متوجه شدیم دستفروشی در مترو به صورت میانگین روزی 300 هزارتومان درآمد دارد؛ درآمدی که شاید باعث بهبود معیشت آن‌ها شود امااثرات مخربی چون احساس اضطراب و افسردگی را نیز در آن‌ها ایجاد می‌کند. این نتیجه‌ی یک پژوهش علمی است. نتایج این پژوهش که در دانشگاه تهران انجام شده حاکی از آن است که علل عمده‌ی روی آوردن این افراد به دستفروشی مشکلات فردی (سرمایه‌ی انسانی اندک) مثل نداشتن مهارت، حرفه و تحصیلات پایین است. از سوی دیگر درآمد ناکافی، اختلافات و مشکلات خانوادگی (طلاق، خیانت و اعتیاد همسر)، مشکلات فرهنگی و نداشتن موقعیت اجتماعی این افراد را ناگزیر به سمت این مشاغل سوق می‌دهد. بیشتر زنان دستفروش صورت‌هایشان را می‌پوشانند 10 مردادماه 95 ـ خط 1 مترو تهران (ایستگاه شهید همت) همین‌طور که در واگن قدم می‌زند و از جنس مرغوب روسری‌های سوپرنخش تعریف می‌کند، لوگوی شرکت ‌«نایک» از زیر دمپای شلوارش خود را نشان می‌دهد که رنگ آبی آن را با روسری‌اش ست کرده است. موهایش را بلوند کرده و آرایش کامل دارد. سعی می‌کند با ناز دخترانه‌ای جواب مشتری‌ها را بدهد. خوب از پسش برمی‌آید و به فاصله‌ی یک ایستگاه سه روسری 15 هزارتومانی می‌فروشد. قطار که می‌رسد، چمدانش را برمی‌دارد و زیر لب غر می‌زند. ـ تو تازه‌کاری؟ قیافه‌ات به فروشنده‌ها نمی‌خوره؟ ـ نه تازه‌کار نیستم اما همیشه نمی‌یام مترو. گاهی وقتا که پول لازم داشته باشم. ـ یعنی تو خونه‌داری و هر وقت پول بخوای میای مترو؟ ـ اوهوم. ـ ازدواج کردی؟ ـ نه مجردم. با خانواده‌ام زندگی می‌کنم. ـ پدرت زنده‌ است؟ ـ آره. پدرم کارمند دولت بود. الان بازنشسته است. ـ ناراحت نمی‌شی اگه بپرسم برای چه کاری پول لازم داری؟ ـ می‌خوام دماغمو عمل کنم ولی پول ندارم. ـ فقط همین؟ ـ همین چیه؟؟ فکر کردی خرجش کمه؟ اومدم دو سه ماه کار کنم و برای خرج عملم پول دربیارم. سوال بعدی؟ اجازه می‌دی به کارمون برسیم، خانم خبرنگار؟ او سوار قطار بعدی می‌شود تا روسری‌های بیشتری بفروشد و خرج عمل بینی‌اش را که البته به نظر دارای نقص چندانی هم نیست ، به دست آورد. ثابت نشستن در یک ایستگاه به تجارت زیرزمینی‌شان صدمه می‌زند و ترجیح می‌دهند قطارها و خطوط رفت و آمدشان را به طور مداوم تغییر دهند. البته چند وقتی می‌شود که مترو تهران طرحی جدید برای ساماندهی دستفروشان ارائه کرده است. شرکت مترو تهران اعلام کرده است که قصد دارد در راستای توانمندسازی بانوان دستفروش مترو 102 غرفه در ایستگاه‌ها را در اختیار آن‌ها قرار دهد و گفته می‌شود دستورالعمل این طرح آماده‌ی ابلاغ است. تردد در واگن‌های شلوغ مترو کار هرروزه زنان دستفروش است 7 مردادماه 95 ـ خط 4 مترو تهران (ایستگاه تئاتر شهر) آن‌ها که هر روز با مترو تردد می‌کنند، او را دیده‌اند. از فروشنده‌های خیلی قدیمی مترو است و هر چند وقت، اجناس متفاوتی می‌فروشد. آن روز برای او روز خوبی نبود. تبلیغاتش برای کیفیت و قیمت کم اجناسش بی‌فایده بودند. نشست روی صندلی ایستگاه. کیفش را زمین گذاشت و تسبیحش را دست گرفت. چشمانش را بست و شروع کرد زیر لب ذکر گفتن. ـ خیلی وقته میای مترو؟ ـ 10 ساله. ـ یعنی 10 ساله که فقط با دستفروشی تو مترو پول در میاری؟ ـ آره. زندگی این طوریه دیگه گل من. زندگیم انقد سخت نبود. 15 سال کارمند مخابرات بودم. البته قراردادی. همه چیز خیلی خوب بود؛ خیلی. تا اینکه یک سال تصمیم گرفتن، قراردادهامون را تمدید نکنن. 27 روز هم مجانی کار کردیم اما خبری نبود. خلاصه یه روز صبح اومدن و گفتن تغییراتی ایجاد شده، ما هم کاری از دستمون برنمی‌یاد، تشریف ببرید! من موندم و یه بچه با کلی مسئولیت. ـ از این راه از پس همه مسئولیت‌های زندگی بر میای؟ پولش کفاف زندگیتو میده؟ ـ چی بگم؟ مترو پیرم کرده. کبد، قلب، معده و…مریض شدم دیگه. خیلی اوضاع سختی دارم، اما چاره دیگه‌ای هم ندارم. روزای اول که میومدم هیچ کس باورش نمی‌شد من بچه داشته باشم. حالا خیلی از نظر جسمی آسیب دیدم. کار اینجا سخته. باور کن دوست ندارم هر روز اینجا باشم. مجبورم. ـ رفتار آدمای تو قطار  روی شرایط روحی‌ات تاثیر نمی‌ذاره؟ ـ معمولا بهمون چپ چپ نگاه می‌کنن. لباس پوشیدن‌مونو مسخره می‌کنن. حتی حرف زدن‌مونو. من موقع فروشندگی تو چشمای کسی نگاه نمی‌کنم. می‌دونی چرا؟ خجالت می‌کشم. بعد 10 سال هنوزم خجالت می‌کشم. ـ تو این 10 سال هیچ‌وقت دنبال شغل دیگه‌ای رفتی؟ ـ هر جا دنبال کار رفتم، یه انتظاری ازم داشتن. خیالم راحته که اینجا پول حلال در میارم. همین. ـ تو خیلی زن توانمندی هستی. صدای خیلی خوبی داری و بدون هیچ تپقی جنست رو به مشتری معرفی می‌کنی. فن بیان خوب داری. اصلا هیچ‌وقت بهش فکر کردی که بری رادیو؟ ـ می‌دونی چقدر دنبالش بودم؟ نشد که نشد. نه فقط من. خیلی از زنای اینجا صداشون خوبه. ـ اینجا، توی مترو عزت زنونه‌ات، خدشه‌دار نمی‌شه؟ ـ (اینجا بغضش می‌ترکد.) صبح تا شب دارم اینجا کار می‌کنم. اینکه می‌گم صبح تا شب یعنی صبح تا شبا! موقع برگشت به خونه اون وقتی که می‌شینم تو تاکسی زار زار می‌زنم، زیر گریه. با خودم می‌گم، خدایا آخه این بود سرنوشت؟ این بود زندگی؟ چند زن دستفروش دیگر دورمان جمع شده‌اند. همه‌شان سر تاسف تکان می‌دهند. نمی‌دانم تاسف به حال خودشان است یا به حال او. نمی‌تواند، بغض و اندوهش را جمع کند. تسبیحش را می‌گذارد در کیفش و سریع کیسه را بر می‌دارد تا از قطار جا نماند. خیلی زود میان جمعیت گم می‌شود و دوباره برمی‌گردد سر کار همیشگی که از آن خجالت می‌کشد. سراغ زن‌های دیگر هم می‌روم؛ زنانی که داستان‌های گوناگونی آن‌ها را در زیرزمین پایتخت جمع کرده است؛ یکی شوهرش معتاد است، آن یکی از تولیدی خیاطی اخراج شده،  یکی دیگر شوهرش افتاده زندان و بچه‌هایش سرپناهی ندارند. اما رئیس ستاد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شهرداری تهران به تازگی اظهارات جدیدی درباره‌ی پدیده‌ی زنان دستفروش در مترو داشته است. فهیمه فیروزفر گفته است: «جلسات و رایزنی‌هایی با شرکت بهره‌برداری مترو داشته‌ایم و قرار شده خانم‌های دستفروشی که نیازمند واقعی هستند و از شرایط مورد نظر ستاد برخوردارند به مراکز کوثر و بازارچه‌های خوداشتغالی معرفی شوند.» او درباره‌ی فلسفه‌ی این طرح نیز گفته است:«فلسفه‌ی حمایت ما از این طرح آن است که در شرایط ممنوعیت هرگونه دستفروشی در مترو، افراد نیازمند که از این طریق خرج خانواده را می‌دهند، ضرر نبینند و دچار مشکلات جبران‌ناپذیر نشوند. بر این اساس، ثبت نام و حضور در مراکز کوثر برای خانم‌ها کاملاً اختیاری است و افراد درصورت احراز شرایط مورد نظر ستاد و وجود ظرفیت لازم در مراکز کوثر پذیرفته می‌شوند.»

4 داستان کوتاه درباره زنان زیرزمین پایتخت

این قصه‌ی زن‌ها و مادران زیادی است؛ گرچه نباید باشد. این قصه‌ی زنان زیرزمینی شهر است که گاهی تقدیر و گاهی هم تمایلات شخصی آن‌ها را وادار کرده است که مترو را به عنوان محل امرار معاششان انتخاب کنند. برخی‌شان از این شغل راضی و خوشحالند اما برخی دیگر می‌گویند جریان زندگی آن‌ها را مجبور کرده است که هر روز کیسه‌های خشن و بزرگ را در سایه‌ی نگاه سنگین آدم‌ها جابه‌جا کنند. آنچه می‌خوانید، قصه‌هایی کوتاه از چهار زن دستفروش در مترو است که از میان حدود 20 مصاحبه انتخاب شده‌اند. ترجیح دادیم سراغ زنانی برویم که اگر آنها را در خیابان ببینید، محال است بتوانید حدس بزنید که «دستفروشی» را به عنوان یک «شغل» برای خود انتخاب کرده‌اند. 4 مرداد ماه 95 ـ خط 2 مترو تهران (ایستگاه شادمان) اول صبح است. کوله‌ی سنگین و بزرگش را به زحمت در میان جمعیت حمل می‌کند. مانتو، روسری و کفش‌هایش را با رنگ سفید ست کرده و صورتش را هم تا آنجا که توانسته با ماسک پوشانده است. چند بسته آدامس و آب‌نبات خارجی از کیفش بیرون می‌آورد و شروع می‌کند به تبلیغ از کیفیت آنها و تاکید کرد دارد که هیچ جا نمی‌شود این آب‌نبات‌های تُرک را «دونه‌ای هزارتومن» خرید. کسی در آن همه شلوغی اعتنایی به او ندارد. بعضی‌ها چشم‌غرّه‌هایی به او می‌روند و وقتی از کنارشان رد می‌شود با یک «نوچ» غلیظ بدرقه‌اش می‌کنند. قطار به ایستگاه می‌رسد، آب‌نبات‌ها و آدامس‌ها را دوباره در کوله‌پشتی‌اش می‌گذارد و می‌نشیند، روی صندلی ایستگاه. سرش را به دیوار تکیه می‌دهد و خیره می‌شود به سقف. ـ خانم ببخشید، این کار درآمدش خوبه؟ ـ می‌خوای بزنی به این کار؟ ـ کار که نه؛ اما بدم نمیاد ازش سر در بیارم. ـ ببین؛ پولش خوبه اما به ما نگاه کن. داریم پول جونمونو درمی‌یاریم. بیا یه دست به این کوله‌ی من بزن؛ ببین چقدر سنگینه. کمر و شونه دیگه برام نمونده. ـ چند وقته که داری تو مترو کار می‌کنی؟ ـ (ماسکش را برمی‌دارد. بینی جراحی شده‌اش خودنمایی می‌کند.) بعد از دو سال امروز، اولین روزیه که دوباره برگشتم، مترو. تا همین دو سال پیش، چند سالی اینجا کار می‌کردم. بعد تونستم یه پس‌اندازی جمع کنم و خودم یه شرکت پخش مواد غذایی زدم. دو سالی کار کردم اما خودت که می‌دونی، بازار خیلی خرابه. دوباره برگشتم اینجا. ـ منظورت اینکه با پس‌اندازی که از دست‌فروشی تو مترو عایدت شد، شرکت زدی؟ (خیلی دوست ندارد به این سوال جواب دهد.) نه؛ خودمم یه چیزی داشتم. ـ تو یه زن جوون شیک‌پوشی. آدم اگه تو خیابون ببینتت، فکر نمی‌کنه که شغلت این باشه. به خاطر نیاز مالی این شغل رو انتخاب کردی یا اینکه فکر کردی یه کار پردرآمد و می‌شه راحت بدون مالیات و بقیه داستانا ازش پول درآورد؟ من فقط دارم، ظاهرمو حفظ می‌کنم تا صبح به صبح که میام تو مترو، مردم نگن اَه…این زنه بو می‌ده و کثیفه و از این حرفا. من نیاز مالی دارم. باید پول در بیارم. ـ رابطه فروشنده‌ها اینجا با هم چطوره؟ منظورم رفتار قدیمی‌ها با جدیدترهاست. ـ یه سری فروشنده قدیمی اینجا هستن که فکر می‌کنن، مترو مال اوناست. اتفاقا همینا از راه فروش تو مترو خونه و ماشین و…خریدن. بعضیا که انقدر خودشونو بستن، دیگه نمیان مترو. این قدیمیا فروشنده‌های جدید رو خیلی اذیت می‌کنن. ـ تو چی؟ خونه و ماشین داری؟ منم یه ماشین خریدم که صبحا نزدیک مترو پارک می‌کنم و میام سر کار. ـ تو یه زن جوونی. خیلی جوون. نمی‌ترسی از این کار؟ از آینده؟ ببین؛ بذار این طوری بهت بگم. من دارم اینجا پول درمیارم اما همه‌ی عزت و احترام و آبروم خدشه‌دار شده. برای همینه که انقد خودم رو می‌پوشونم. من یه جوون بیکارم. تو بگو چیکار کنم؟ خب مجبورم. مگه من بدم میاد، بشینم تو خونه خانمی کنم. خب، شرایط فعلی این طوریه. درسته که خودم دارم بهت می‌گم درآمد این کار این خوبه، اما اگه مجبور نباشی نمی‌ارزه، به خستگیش نمی‌ارزه، به از بین رفتن احترامت نمی‌ارزه.‌ ـ مردم تو قطار باهات بد رفتاری می‌کنن؟ ـ من قطارای خیلی شلوغ سوار نمی‌شم. مردم یا خیلی خوبند یا خیلی بد، آدم معمولی نداریم. یا سرم داد می‌زنن یا کاری بهم ندارن. اگه بتونی یه شغل خوبی برای خودت دست و پا کنی خیلی از اینجا بهتره. من دیگه برم از صبح هیچی نفروختم. ـ برو. ان‌شاءالله خوش‌روزی باشی. زنان دستفروش‌ مترو عمدتا در واگن بانوان اقدام به فروش اجناسشان می‌کنند  5 مرداد ماه 95 ـ خط یک مترو تهران (ایستگاه شوش) روی صندلی ایستگاه نشسته بود. موبایلش را برداشت و تند تند شماره گرفت. الو…مریم! اونجا اوضاع خوبه؟ من از صبح فقط 16 هزار تومان فروختم… به نظرت منم بیام اونور؟ الو…الو… مریم… اَه… لعنت به این شانس. ـ خانم این دستبند قیمتش چنده؟ ـ اینو می‌گی عزیزم؟ 12 تومن. (با استیصال عجیبی که در صورتش نمایان است، دستبند را در کیسه می‌گذارد و می‌دهد، به من.) قابلتو نداره عشقم. ـ دستت درد نکنه. ببین وقت داری یه گپ با بزنیم. قول می‌دم کوتاه باشه. ـ تا اومدن قطار بعدی فقط. ـ باشه؛ حتما. تو چند سالته؟ ـ مگه خبرنگاری؟ ـ آره. ـ 26. ـ خیلی وقته میای مترو برای فروشندگی؟ ـ یه ساله که میام. از اولم بدلیجات می‌فروختم. ـ چی شد که اومدی مترو؟ یعنی جریان زندگی چطوری تو رو کشوند اینجا؟ ـ لطفا از نگاه بالا به پایین با من حرف نزن. من بچه‌ی شهرستانم اما یه روز مثل تو بودم. من لیسانس کامپیوتر دارم و از خانواده سطح پایینی هم نیستم. به خوابم نمی‌دیدم این روز رو… ـ خب تا قطار نیومده تعریف کن که چی شد؟ ـ تو شهرمون دانشجو بودم که عاشق یکی از همکلاسیام شدم. بچه تهران بود. نه که فکر کنی بچه پولدار بودا، بچه‌ی پایین شهر بود، خواستیم با هم ازدواج کنیم که خانواده پسره خیلی موافق نبودن. خلاصه بعد کلی داستان عقد کردیم و من اومدم تهران. هم شوهرم بیکار بود، هم من. مادرشوهرم می‌خواست چیکار دو تا آدم بیکارو؟ خیلی باهام بدرفتاری کرد. کار مناسبی هم که شوهرم راضی باشه پیدا نکردم، همش می‌گفت اونجا محیطش مردونه است، اونجا فلانه… کار درست نشد، برام. یه روز سوار مترو بودم مثل تو نشستم کنار چندتا فروشنده که داشتن با هم حرف می‌زدن. از لابلای حرفاشون فهمیدم که درآمد خوبی دارن… رفتم پیش یکی‌شون راه و چاه کارو پرسیدم. منم زدم به کار. ـ شوهرت و مادرشوهرت می‌دونن که تو مترو کار می‌کنی؟ ـ مادرشوهرم که نه اما به شوهرم راستش رو گفتم. ـ اگه می‌خوای سوار این قطار بشی، من مزاحمت نمی‌شم. ـ نه بابا. این یکی که خیلی شلوغه. فحشم می‌دن مردم. ـ شوهرت الان چیکار می‌کنه؟ ـ دوماهه تو بانک کار پیدا کرده. آبدارچیه. ـ با وجود اینکه اون کار پیدا کرده، تو می‌خوای به کارت تو مترو ادامه بدی؟ ـ آره. باید بتونیم، دوتایی پول پیش یه خونه جور کنیم. بعدشم باید واسه خونه‌ای که اجاره می‌کنیم، وسیله بگیریم، تا اون موقع باید کار کنم. ـ الان روزی چقدر در میاری؟ ـ روزی 50، 60 تومان. البته روزهایی هم هست که کمتر در بیارم. ـ پدر و مادرت خبر دارن که تو اینجا چه اوضاعی داری؟ ـ وای. نه؛ فکر کن بدونن. اگر اونا بفهمن که دیگه هیچی. راستش من الان خیلی ناراضی نیستم. تنها وحشتم اینه که یه روز تو همین ایستگاه‌ها مادرشوهرم و یا یه آشنا ببینم. خیلی از اون روز می‌ترسم. برای همین ماسک دارم. ـ احتمال اینکه یه آشنا ببینتت، اینجا خیلی زیاده. اگه اتفاقی مادرشوهرت رو ببینی فکر می‌کنی اون چه واکنشی نشون بده؟ ـ ولش کن. دوست ندارم بهش فکر کنم. با اینکه می‌گفت، درآمد روزانه‌اش حدود 50 هزارتومان است، اما از طریق مصاحبه‌ با فروشندگان دیگر متوجه شدیم دستفروشی در مترو به صورت میانگین روزی 300 هزارتومان درآمد دارد؛ درآمدی که شاید باعث بهبود معیشت آن‌ها شود امااثرات مخربی چون احساس اضطراب و افسردگی را نیز در آن‌ها ایجاد می‌کند. این نتیجه‌ی یک پژوهش علمی است. نتایج این پژوهش که در دانشگاه تهران انجام شده حاکی از آن است که علل عمده‌ی روی آوردن این افراد به دستفروشی مشکلات فردی (سرمایه‌ی انسانی اندک) مثل نداشتن مهارت، حرفه و تحصیلات پایین است. از سوی دیگر درآمد ناکافی، اختلافات و مشکلات خانوادگی (طلاق، خیانت و اعتیاد همسر)، مشکلات فرهنگی و نداشتن موقعیت اجتماعی این افراد را ناگزیر به سمت این مشاغل سوق می‌دهد. بیشتر زنان دستفروش صورت‌هایشان را می‌پوشانند 10 مردادماه 95 ـ خط 1 مترو تهران (ایستگاه شهید همت) همین‌طور که در واگن قدم می‌زند و از جنس مرغوب روسری‌های سوپرنخش تعریف می‌کند، لوگوی شرکت ‌«نایک» از زیر دمپای شلوارش خود را نشان می‌دهد که رنگ آبی آن را با روسری‌اش ست کرده است. موهایش را بلوند کرده و آرایش کامل دارد. سعی می‌کند با ناز دخترانه‌ای جواب مشتری‌ها را بدهد. خوب از پسش برمی‌آید و به فاصله‌ی یک ایستگاه سه روسری 15 هزارتومانی می‌فروشد. قطار که می‌رسد، چمدانش را برمی‌دارد و زیر لب غر می‌زند. ـ تو تازه‌کاری؟ قیافه‌ات به فروشنده‌ها نمی‌خوره؟ ـ نه تازه‌کار نیستم اما همیشه نمی‌یام مترو. گاهی وقتا که پول لازم داشته باشم. ـ یعنی تو خونه‌داری و هر وقت پول بخوای میای مترو؟ ـ اوهوم. ـ ازدواج کردی؟ ـ نه مجردم. با خانواده‌ام زندگی می‌کنم. ـ پدرت زنده‌ است؟ ـ آره. پدرم کارمند دولت بود. الان بازنشسته است. ـ ناراحت نمی‌شی اگه بپرسم برای چه کاری پول لازم داری؟ ـ می‌خوام دماغمو عمل کنم ولی پول ندارم. ـ فقط همین؟ ـ همین چیه؟؟ فکر کردی خرجش کمه؟ اومدم دو سه ماه کار کنم و برای خرج عملم پول دربیارم. سوال بعدی؟ اجازه می‌دی به کارمون برسیم، خانم خبرنگار؟ او سوار قطار بعدی می‌شود تا روسری‌های بیشتری بفروشد و خرج عمل بینی‌اش را که البته به نظر دارای نقص چندانی هم نیست ، به دست آورد. ثابت نشستن در یک ایستگاه به تجارت زیرزمینی‌شان صدمه می‌زند و ترجیح می‌دهند قطارها و خطوط رفت و آمدشان را به طور مداوم تغییر دهند. البته چند وقتی می‌شود که مترو تهران طرحی جدید برای ساماندهی دستفروشان ارائه کرده است. شرکت مترو تهران اعلام کرده است که قصد دارد در راستای توانمندسازی بانوان دستفروش مترو 102 غرفه در ایستگاه‌ها را در اختیار آن‌ها قرار دهد و گفته می‌شود دستورالعمل این طرح آماده‌ی ابلاغ است. تردد در واگن‌های شلوغ مترو کار هرروزه زنان دستفروش است 7 مردادماه 95 ـ خط 4 مترو تهران (ایستگاه تئاتر شهر) آن‌ها که هر روز با مترو تردد می‌کنند، او را دیده‌اند. از فروشنده‌های خیلی قدیمی مترو است و هر چند وقت، اجناس متفاوتی می‌فروشد. آن روز برای او روز خوبی نبود. تبلیغاتش برای کیفیت و قیمت کم اجناسش بی‌فایده بودند. نشست روی صندلی ایستگاه. کیفش را زمین گذاشت و تسبیحش را دست گرفت. چشمانش را بست و شروع کرد زیر لب ذکر گفتن. ـ خیلی وقته میای مترو؟ ـ 10 ساله. ـ یعنی 10 ساله که فقط با دستفروشی تو مترو پول در میاری؟ ـ آره. زندگی این طوریه دیگه گل من. زندگیم انقد سخت نبود. 15 سال کارمند مخابرات بودم. البته قراردادی. همه چیز خیلی خوب بود؛ خیلی. تا اینکه یک سال تصمیم گرفتن، قراردادهامون را تمدید نکنن. 27 روز هم مجانی کار کردیم اما خبری نبود. خلاصه یه روز صبح اومدن و گفتن تغییراتی ایجاد شده، ما هم کاری از دستمون برنمی‌یاد، تشریف ببرید! من موندم و یه بچه با کلی مسئولیت. ـ از این راه از پس همه مسئولیت‌های زندگی بر میای؟ پولش کفاف زندگیتو میده؟ ـ چی بگم؟ مترو پیرم کرده. کبد، قلب، معده و…مریض شدم دیگه. خیلی اوضاع سختی دارم، اما چاره دیگه‌ای هم ندارم. روزای اول که میومدم هیچ کس باورش نمی‌شد من بچه داشته باشم. حالا خیلی از نظر جسمی آسیب دیدم. کار اینجا سخته. باور کن دوست ندارم هر روز اینجا باشم. مجبورم. ـ رفتار آدمای تو قطار  روی شرایط روحی‌ات تاثیر نمی‌ذاره؟ ـ معمولا بهمون چپ چپ نگاه می‌کنن. لباس پوشیدن‌مونو مسخره می‌کنن. حتی حرف زدن‌مونو. من موقع فروشندگی تو چشمای کسی نگاه نمی‌کنم. می‌دونی چرا؟ خجالت می‌کشم. بعد 10 سال هنوزم خجالت می‌کشم. ـ تو این 10 سال هیچ‌وقت دنبال شغل دیگه‌ای رفتی؟ ـ هر جا دنبال کار رفتم، یه انتظاری ازم داشتن. خیالم راحته که اینجا پول حلال در میارم. همین. ـ تو خیلی زن توانمندی هستی. صدای خیلی خوبی داری و بدون هیچ تپقی جنست رو به مشتری معرفی می‌کنی. فن بیان خوب داری. اصلا هیچ‌وقت بهش فکر کردی که بری رادیو؟ ـ می‌دونی چقدر دنبالش بودم؟ نشد که نشد. نه فقط من. خیلی از زنای اینجا صداشون خوبه. ـ اینجا، توی مترو عزت زنونه‌ات، خدشه‌دار نمی‌شه؟ ـ (اینجا بغضش می‌ترکد.) صبح تا شب دارم اینجا کار می‌کنم. اینکه می‌گم صبح تا شب یعنی صبح تا شبا! موقع برگشت به خونه اون وقتی که می‌شینم تو تاکسی زار زار می‌زنم، زیر گریه. با خودم می‌گم، خدایا آخه این بود سرنوشت؟ این بود زندگی؟ چند زن دستفروش دیگر دورمان جمع شده‌اند. همه‌شان سر تاسف تکان می‌دهند. نمی‌دانم تاسف به حال خودشان است یا به حال او. نمی‌تواند، بغض و اندوهش را جمع کند. تسبیحش را می‌گذارد در کیفش و سریع کیسه را بر می‌دارد تا از قطار جا نماند. خیلی زود میان جمعیت گم می‌شود و دوباره برمی‌گردد سر کار همیشگی که از آن خجالت می‌کشد. سراغ زن‌های دیگر هم می‌روم؛ زنانی که داستان‌های گوناگونی آن‌ها را در زیرزمین پایتخت جمع کرده است؛ یکی شوهرش معتاد است، آن یکی از تولیدی خیاطی اخراج شده،  یکی دیگر شوهرش افتاده زندان و بچه‌هایش سرپناهی ندارند. اما رئیس ستاد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار شهرداری تهران به تازگی اظهارات جدیدی درباره‌ی پدیده‌ی زنان دستفروش در مترو داشته است. فهیمه فیروزفر گفته است: «جلسات و رایزنی‌هایی با شرکت بهره‌برداری مترو داشته‌ایم و قرار شده خانم‌های دستفروشی که نیازمند واقعی هستند و از شرایط مورد نظر ستاد برخوردارند به مراکز کوثر و بازارچه‌های خوداشتغالی معرفی شوند.» او درباره‌ی فلسفه‌ی این طرح نیز گفته است:«فلسفه‌ی حمایت ما از این طرح آن است که در شرایط ممنوعیت هرگونه دستفروشی در مترو، افراد نیازمند که از این طریق خرج خانواده را می‌دهند، ضرر نبینند و دچار مشکلات جبران‌ناپذیر نشوند. بر این اساس، ثبت نام و حضور در مراکز کوثر برای خانم‌ها کاملاً اختیاری است و افراد درصورت احراز شرایط مورد نظر ستاد و وجود ظرفیت لازم در مراکز کوثر پذیرفته می‌شوند.»

4 داستان کوتاه درباره زنان زیرزمین پایتخت

90ورزشی

غذاهای خوشمزه در سرزمین فستیوال‌ها

جولای 31st, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای غذاهای خوشمزه در سرزمین فستیوال‌ها بسته هستند

غذاهای خوشمزه در سرزمین فستیوال‌ها

استفاده از مواد اولیه که در دوران بسیار قدیم در آفریقای جنوبی برای پخت و پز استفاده می شد هنوز هم مرسوم است.آفریقای جنوبی را در دنیا به نام سرزمین فستیوال ها می شناسند و سالانه هزاران فستیوال کوچک و بزرگ در گوشه و کنار آن برگزار می شود و جشنواره های غذایی هم بخش مهمی از زندگی مردمان این سرزمین است.در ادامه با معروف ترین غذاها در این کشور آفریقایی آشنا می شوید:  “چاکالاکا” غذای سنتی در آفریقای جنوبی است که بسیار آسان تهیه می شود. گوجه فرنگی، پیاز، هویج، لوبیا، شیر و کلم مواد اصلی آن هستند.  “پوتجکاس” غذای سنتی آفریقایی هاست که شبیه خورشت است اما خورشت به حساب نمی آید و از گوشت و سبزیجات تهیه می شود. این غذا در یک قابلمه آهنی سه پایه پخته می شود.  “بوروُرز” سوسیس محبوب مردمان آفریقای جنوبی است.  “فریکادل” توپ های گوشتی سرخ شده که با پیاز ،تخم مرغ ،سرکه و ادویه جات مزه دار می شود.  “بیلتانگ” برش های ورقه ای گوشت گاو است که ادویه دار و خشک می شوند.  پودینگ “مالوا” با اینکه ریشه ای هلندی دارد اما دسر محبوبی در رستورانهای آفریقای جنوبی است. این کیک اسفنجی کاراملی با مربای زردآلو درست می شود و هنگامی که داغ است سس کرمی مانندی روی آن ریخته و با بستنی خورده می شود.

غذاهای خوشمزه در سرزمین فستیوال‌ها

استفاده از مواد اولیه که در دوران بسیار قدیم در آفریقای جنوبی برای پخت و پز استفاده می شد هنوز هم مرسوم است.آفریقای جنوبی را در دنیا به نام سرزمین فستیوال ها می شناسند و سالانه هزاران فستیوال کوچک و بزرگ در گوشه و کنار آن برگزار می شود و جشنواره های غذایی هم بخش مهمی از زندگی مردمان این سرزمین است.در ادامه با معروف ترین غذاها در این کشور آفریقایی آشنا می شوید:  “چاکالاکا” غذای سنتی در آفریقای جنوبی است که بسیار آسان تهیه می شود. گوجه فرنگی، پیاز، هویج، لوبیا، شیر و کلم مواد اصلی آن هستند.  “پوتجکاس” غذای سنتی آفریقایی هاست که شبیه خورشت است اما خورشت به حساب نمی آید و از گوشت و سبزیجات تهیه می شود. این غذا در یک قابلمه آهنی سه پایه پخته می شود.  “بوروُرز” سوسیس محبوب مردمان آفریقای جنوبی است.  “فریکادل” توپ های گوشتی سرخ شده که با پیاز ،تخم مرغ ،سرکه و ادویه جات مزه دار می شود.  “بیلتانگ” برش های ورقه ای گوشت گاو است که ادویه دار و خشک می شوند.  پودینگ “مالوا” با اینکه ریشه ای هلندی دارد اما دسر محبوبی در رستورانهای آفریقای جنوبی است. این کیک اسفنجی کاراملی با مربای زردآلو درست می شود و هنگامی که داغ است سس کرمی مانندی روی آن ریخته و با بستنی خورده می شود.

غذاهای خوشمزه در سرزمین فستیوال‌ها

خرم خبر

ایران برترین کشور جهان در زمینه پولشویی

جولای 30th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای ایران برترین کشور جهان در زمینه پولشویی بسته هستند

ایران برترین کشور جهان در زمینه پولشویی
بر اساس شاخص مبارزه با پولشویی بازل، ایران برای سومین سال متوالی پرریسک ترین کشور از نظر فعالیت های پولشویی معرفی شد.

ایران برترین کشور جهان در زمینه پولشویی

بر اساس شاخص مبارزه با پولشویی بازل، ایران برای سومین سال متوالی پرریسک ترین کشور از نظر فعالیت های پولشویی معرفی شد.
ایران برترین کشور جهان در زمینه پولشویی

پایگاه خبری مبارز

کانته حرف‌هایش را در زمین می‌زند

جولای 30th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای کانته حرف‌هایش را در زمین می‌زند بسته هستند

کانته حرف‌هایش را در زمین می‌زند

انگولو کانته فصل قبل در ترکیب لسترسیتی به میدان می‌رفت و توانست قهرمانی در لیگ برتر انگلیس را تجربه کند. او همچنین در یورو ۲۰۱۶ در ترکیب تیم ملی فوتبال فرانسه حاضر شود. او بعد از این رقابت ها به چلسی پیوست تا بعد از میچی باتشوایی، دومین خرید این تیم لندنی لقب بگیرد. آنتونیو کونته که به تازگی هدایت چلسی را بدست گرفته است، با تمجید از این بازیکن فرانسوی گفت: کانته بازیکن مورد علاقه من است. خیلی خوشحال هستم که او را در تیم‌مان داریم. او از جمله بازیکنانی است که خیلی کم حرف می‌زند و کار خودش را انجام می دهد. او بازیکن خوبی است و ارزش های بالایی دارد. بدون شک کیفیت ما را بهتر خواهد کرد. چیزی که برای من اهمیت دارد این است که او بازیکن فروتنی است. با فابرگاس، ماتیچ و کانته صحبت کردم و انتظاراتم را از آنها به صورت شفاف بیان کردم. کانته می تواند بازیکن مهمی برای ما باشد. فکر می کنم او کمی خجالتی است. باید به او کمک کنیم تا در تیم جا بیفتد. آینده روشنی را برای کانته تصور می کنم. می دانم در چلسی بازیکن بزرگی در این پست مانند کلود ماکلله بازی می‌کرد. هواداران چلسی دوست داشتند یک بازیکن در حد توانایی او در تیم داشته باشند. فکر کنم با خرید کانته به آرزوی خود رسیدند. چلسی باید در چهارمین دیدار دوستانه خود  در اردوی پیش فصل برابر رئال مادرید به میدان برود. کونته که در نشست خبری پیش از این دیدار صحبت می کرد، در ادامه گفت: بازی با رئال مادرید فرصت بسیار خوبی برای محک زدن خودمان است. در بازی با لیورپول نیز بازی پرفشاری داشتیم. برنامه خاصی برای این دیدار داریم و می خواهیم به اکثر بازیکنان تیم بازی بدهیم تا سطح آمادگی تیم را قبل از شروع لیگ برتر افزایش دهیم.

کانته حرف‌هایش را در زمین می‌زند

انگولو کانته فصل قبل در ترکیب لسترسیتی به میدان می‌رفت و توانست قهرمانی در لیگ برتر انگلیس را تجربه کند. او همچنین در یورو ۲۰۱۶ در ترکیب تیم ملی فوتبال فرانسه حاضر شود. او بعد از این رقابت ها به چلسی پیوست تا بعد از میچی باتشوایی، دومین خرید این تیم لندنی لقب بگیرد. آنتونیو کونته که به تازگی هدایت چلسی را بدست گرفته است، با تمجید از این بازیکن فرانسوی گفت: کانته بازیکن مورد علاقه من است. خیلی خوشحال هستم که او را در تیم‌مان داریم. او از جمله بازیکنانی است که خیلی کم حرف می‌زند و کار خودش را انجام می دهد. او بازیکن خوبی است و ارزش های بالایی دارد. بدون شک کیفیت ما را بهتر خواهد کرد. چیزی که برای من اهمیت دارد این است که او بازیکن فروتنی است. با فابرگاس، ماتیچ و کانته صحبت کردم و انتظاراتم را از آنها به صورت شفاف بیان کردم. کانته می تواند بازیکن مهمی برای ما باشد. فکر می کنم او کمی خجالتی است. باید به او کمک کنیم تا در تیم جا بیفتد. آینده روشنی را برای کانته تصور می کنم. می دانم در چلسی بازیکن بزرگی در این پست مانند کلود ماکلله بازی می‌کرد. هواداران چلسی دوست داشتند یک بازیکن در حد توانایی او در تیم داشته باشند. فکر کنم با خرید کانته به آرزوی خود رسیدند. چلسی باید در چهارمین دیدار دوستانه خود  در اردوی پیش فصل برابر رئال مادرید به میدان برود. کونته که در نشست خبری پیش از این دیدار صحبت می کرد، در ادامه گفت: بازی با رئال مادرید فرصت بسیار خوبی برای محک زدن خودمان است. در بازی با لیورپول نیز بازی پرفشاری داشتیم. برنامه خاصی برای این دیدار داریم و می خواهیم به اکثر بازیکنان تیم بازی بدهیم تا سطح آمادگی تیم را قبل از شروع لیگ برتر افزایش دهیم.

کانته حرف‌هایش را در زمین می‌زند

لردگان

فروش آیفون در تهران زیرزمینی شد !

جولای 27th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای فروش آیفون در تهران زیرزمینی شد ! بسته هستند

فروش آیفون در تهران زیرزمینی شد !
گزارش ها از بازار موبایل و بازار علاءالدین، حکایت از آن دارد که با وجود آنکه چند روزی از ممنوعیت فروش آیفون در بازار می گذرد اما به دلیل …

فروش آیفون در تهران زیرزمینی شد !

گزارش ها از بازار موبایل و بازار علاءالدین، حکایت از آن دارد که با وجود آنکه چند روزی از ممنوعیت فروش آیفون در بازار می گذرد اما به دلیل …
فروش آیفون در تهران زیرزمینی شد !

اخبار کارگران

کفش ملی با قدرت می‌ماند یا زمین می‌خورد؟

جولای 18th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای کفش ملی با قدرت می‌ماند یا زمین می‌خورد؟ بسته هستند

کفش ملی با قدرت می‌ماند یا زمین می‌خورد؟
گروه صنعتی کفش ملی سالانه حدود چهار میلیون جفت کفش تولیدکنندگان داخلی را در سطح 250 فروشگاه خود در سراسر کشور عرضه …

کفش ملی با قدرت می‌ماند یا زمین می‌خورد؟

گروه صنعتی کفش ملی سالانه حدود چهار میلیون جفت کفش تولیدکنندگان داخلی را در سطح 250 فروشگاه خود در سراسر کشور عرضه …
کفش ملی با قدرت می‌ماند یا زمین می‌خورد؟

ابزار رسانه

زمین‌خواری در ماکو تا ۵۰ هکتار!

جولای 13th, 2016 Posted in زمین | دیدگاه‌ها برای زمین‌خواری در ماکو تا ۵۰ هکتار! بسته هستند

زمین‌خواری در ماکو تا ۵۰ هکتار!

حسین فروزان  در مورد پدیده زمین‌خواری در مناطق آزاد به ویژه مناطقی همچون کیش و قشم اظهار کرد: شرایط منطقه آزاد ماکو با مناطقی همچون کیش و قشم بسیار متفاوت است، چرا که مساحت ماکو حدود ۵۰۰۰ کیلومترمربع است و مشکلات زمین‌خواری در ماکو عمیق‌تر از کیش و قشم است.وی ادامه داد: بسیاری از زمین‌خواری‌ها در منطقه آزاد ماکو مربوط به سال‌های قبل است و بخشی از بیت‌المال در این منطقه آسیب دیده است. بخشی از زمین‌های مرغوب که طبق اسناد باید به‌طور مثال ۵۰۰ هکتار باشند، ۲۰۰ هکتار بیشتر نیستند و بلایای بسیاری سر این زمین‌ها آمده است که باید از گذشته در مورد آنها رسیدگی صورت می‌گرفت. مدیر عامل منطقه آزاد ماکو با بیان این‌که پیش از این زمین در ماکو خیلی ارزش نداشت و با تغییر کاربری منطقه، ارزش بسیار زیادی پیدا کرده و حدود سه تا چهار برابر افزایش یافته است، عنوان کرد: ارزش منطقه افزایش یافته و حفاظت از منابع طبیعی منطقه یکی از اولویت‌های مسئولان است که امیدواریم با قاطعیت بیشتری در این خصوص اقدام کنیم و قطعا با تخلفات به صورت جدی برخورد خواهیم کرد.فروزان با اعلام این‌که هزار پرونده مربوط به زمین‌خواری در منطقه آزاد ماکو در مراجع قضایی وجود دارد، اظهار کرد: این پرونده‌ها در دادگاه در حال بررسی هستند که به دلایل مختلف از جمله استفاده غیر مجاز بوده است که اگر هر کدام را نیز یک هکتار در نظر بگیرید، بالای هزار هکتار می‌شود. در حالی که برخی از این زمین‌خواری‌ها به بالای ۵۰ هکتار هم می‌رسد. وی افزود: زمین‌خواری در منطقه آزاد ماکو یکی از معضلات اساسی است و به خوبی می‌دانیم حتی زمین‌های کشاورزی که در حال حاضر از ارزش بالایی برخوردار نیست، اما در آینده ارزش بالایی پیدا خواهند کرد و به‌طور قطع برخی زمین‌خواران و افراد سودجو زمین‌های منطقه را مورد هدف قرار داده‌اند.مدیر عامل منطقه آزاد ماکو بزرگ‌ترین معضل این منطقه را که با آن دست به گریبان هستند پدیده‌ زمین‌خواری دانست. پیگیری‌های خبرنگار ایسنا حاکی از این است که قیمت زمین در منطقه آزاد ماکو به ازای هر متر حداقل یک میلیون تومان است که در مناطق مختلف و با توجه به کاربری‌های متفاوت تا ۱۰ میلیون تومان هم قابل افزایش است.

زمین‌خواری در ماکو تا ۵۰ هکتار!

حسین فروزان  در مورد پدیده زمین‌خواری در مناطق آزاد به ویژه مناطقی همچون کیش و قشم اظهار کرد: شرایط منطقه آزاد ماکو با مناطقی همچون کیش و قشم بسیار متفاوت است، چرا که مساحت ماکو حدود ۵۰۰۰ کیلومترمربع است و مشکلات زمین‌خواری در ماکو عمیق‌تر از کیش و قشم است.وی ادامه داد: بسیاری از زمین‌خواری‌ها در منطقه آزاد ماکو مربوط به سال‌های قبل است و بخشی از بیت‌المال در این منطقه آسیب دیده است. بخشی از زمین‌های مرغوب که طبق اسناد باید به‌طور مثال ۵۰۰ هکتار باشند، ۲۰۰ هکتار بیشتر نیستند و بلایای بسیاری سر این زمین‌ها آمده است که باید از گذشته در مورد آنها رسیدگی صورت می‌گرفت. مدیر عامل منطقه آزاد ماکو با بیان این‌که پیش از این زمین در ماکو خیلی ارزش نداشت و با تغییر کاربری منطقه، ارزش بسیار زیادی پیدا کرده و حدود سه تا چهار برابر افزایش یافته است، عنوان کرد: ارزش منطقه افزایش یافته و حفاظت از منابع طبیعی منطقه یکی از اولویت‌های مسئولان است که امیدواریم با قاطعیت بیشتری در این خصوص اقدام کنیم و قطعا با تخلفات به صورت جدی برخورد خواهیم کرد.فروزان با اعلام این‌که هزار پرونده مربوط به زمین‌خواری در منطقه آزاد ماکو در مراجع قضایی وجود دارد، اظهار کرد: این پرونده‌ها در دادگاه در حال بررسی هستند که به دلایل مختلف از جمله استفاده غیر مجاز بوده است که اگر هر کدام را نیز یک هکتار در نظر بگیرید، بالای هزار هکتار می‌شود. در حالی که برخی از این زمین‌خواری‌ها به بالای ۵۰ هکتار هم می‌رسد. وی افزود: زمین‌خواری در منطقه آزاد ماکو یکی از معضلات اساسی است و به خوبی می‌دانیم حتی زمین‌های کشاورزی که در حال حاضر از ارزش بالایی برخوردار نیست، اما در آینده ارزش بالایی پیدا خواهند کرد و به‌طور قطع برخی زمین‌خواران و افراد سودجو زمین‌های منطقه را مورد هدف قرار داده‌اند.مدیر عامل منطقه آزاد ماکو بزرگ‌ترین معضل این منطقه را که با آن دست به گریبان هستند پدیده‌ زمین‌خواری دانست. پیگیری‌های خبرنگار ایسنا حاکی از این است که قیمت زمین در منطقه آزاد ماکو به ازای هر متر حداقل یک میلیون تومان است که در مناطق مختلف و با توجه به کاربری‌های متفاوت تا ۱۰ میلیون تومان هم قابل افزایش است.

زمین‌خواری در ماکو تا ۵۰ هکتار!

دانلود آهنگ آذری